
+ نوشته شده در چهارشنبه 1 اسفند1386ساعت 19:10  توسط سید امیرنواب
با توجه به نزدیک شدن انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی بر خود لازم دانستم که وظایف نمایندگان مجلس از دیگاه رهبر معظم انقلاب که در جمع نمایندگان مجلس هفتم بیان فرمودند را به رشته تحریر در آورم تا شاید کاندیداهای عزیز کمی در مورد جایگاه نمایندگی تفکر کنند ودر تبلیغات انتخاباتی بی گدار به آب نزنند تا عاقبت در دادگاه عدل الهی از یک سو شرمنده مردم فهیم واندیشمند و از سوی دیگر شرمنده بارگاه حضرت حق نشوند.
« ازلغزشها بترسید»
1- هدف از نمایندگی جلب رضایت خدامند متعال است
این جاه وجلال" این محبوبیت " این موقعیت سیاسی واین پول برای انسان نمی ماند؛ آنچه می ماند "ما عندالله" است ؛ این "خیروابقی " است. این ماندنی است. هدف از نمایندگی باید این باشد؛ در این صورت ضرر نمی کنید چه محبوبیت شما در چشم مردم باقی بماند چه نماند ؛ چه دوره بعد انتخاب شوید چه نشوید ؛ چه در این دوره زحمتهای زیادی به دوش شما بار بشود چه نشود ؛ هر چه اتفاق بیافتد خیر اوست؛ " در طریقت آنچه پیش سالک آید خیر اوست " . هر چه پیش می آید, به خیر شماست؛ چرا؟ چون دارید یک معامله وتجارت پر سود انجام می دهید . اگر می خواهید برای خدا کار کنید, قیامتان, قعودتان, امضاء تان, نطقتان, تصویبتان, ردتان, برای انجاتم وظیفه باشد.
اگه خورشید روی شونم خستگیشو جا بذاره
آسمون ابرشو هر جا که دلش می خواد بباره
حسرت دیدن حتی یه مسافر تو دل من
اگه باشه تا قیامت آرزوی باطل من
می برم از تو و از عشق نگو خالی از خطر نیست
وقتی خاک دشمن ریشه است دیگه ترسی از تبر نیست
شدم اون درخت تنها که نداره تاب موندن
توی باغی که گناه با تو حتی از تو خوندن
تن به باد سپرده ام من تو دیگه منو نلرزون
واسه تن به باد سپرده زیرکانه دل نسوزون
سایه تبر به دوشی نگو که پشت حصاره
خاک تلخ آشنائیست فرقی با تبر نداره
مرا می بینی و هردم زیادت می کنی دردم
تو را میبینم ومیلم زیادت می شود هر دم
به درمانم نمی کوشی نمیدانی مگر دردم
نه راهست اینکه بگذاری مرا بر خاک وبگریزی
گذاری آر و بازم پرس تا خاک رهت گردم
ندارم دستت از دامن بجز در خاک و آندم هم
که بر خاکم روان گردی بگیرد دامنت گردم
فرو رفت از غم عشقت دمم دم میدهی تاکی
دمار از من بر آوردی نمی گوئی بر آوردم
شبی دل را زتاریکی ز زلفت باز می جستم
رخت میدیم و جامی حلالی باز میخوردم
کشیدم در برت ناگاه و شد در تاب گیسویت
نهادم بر لبت لب را و جان و دل فدا کردم
تو خوش میباش با حافظ بر و گو خصم جان میده
چو گرمی از تو می بینم چه باک از خصم دم سردم
خرم آباد
خرم آباد تاریخ چند هزار ساله دارد و یكی از شهرهای قدیمی ایران است كه از آغاز پیدایش خود تاكنون، تمدنهای مختلف و متعددی، از جمله كاسیها، بابلیها، ایلامیها، ساسانیان، سلجوقیان و خوارزمشاهیان و... را تجربه كرده و در پیرامون آن آثار متعددی از ادوار فوق باقی مانده است. خرمآباد در میان درهای قیفی شكل و پرآب جای گرفته است و قلعههای تاریخی و قدیمی آن، محلی امن و سنگری محكم برای حاكمان زمان در برابر مهاجمان و شورشیان بوده است. خرمآباد شهری است تجاری، خدماتی و نظامی كه به عنوان مركز استان لرستان، موجبات جذب مهاجران شهری و روستایی را فراهم آورده است. شكل و تركیب شهر خرمآباد بیشتر تابع عوامل جغرافیایی آن است؛ به طوری كه فشار جمعیت، خانههای شهری را تا كمركش کوه پیشپرده است.
مناطق دیدنی و آثار باستانی فراوانی در سراسر این شهرستان دیده می شود که از میان آنها می توان به موارد زیر اشاره نمود:
دریاچه و سراب كیو، سرای چنگالی، آبشار تاف (نوژیان)، آبشار افرینه، آبشار وراك، تفرجگاه محمل كوه، تفرجگاه نوژیان، تفرجگاه گوشه، چشمه آبگرداب دارایی، چشمه آب اراز، دره خرمآباد، دره دخمه بابا عباس، دره حوض موسی، دره پیرجید، دره محمل كوه، دره شهنشاه، غار قمری، غار پاسنگر، غار یافته، غار كنجی، غار ارجنه، غار طاق ارسلان، غار قاژه، غار دوشه، قلعه فلك الافلاك، قلعه ركی، قلعه زاغه یا زاخه، قلعه منگره، قلعه سرقلا، قلعه بهرام، قلعه شهنشاه، قلعه نصیر، قلعه گریت، قلعه قلاجق، پل شاپوری، پل خرمآباد، سنگ نوشته قرن ششم، سنگ نوشته دوره صفوی، نقاشیهای دوشه، سنگ نوشته سراب چنگایی، تپه كرگونه، تپه تنوربان، تپه سراب ناوهكش، تپههای باباخانی و تخته چراغ، تپه كله جو، تپه خانجان خانی، گورستان رازان، گورستان كرگو، گورستان هرباغ، بازار میرزا سیدرضا، گرداب سنگی، معبد مهری، منار قدیمی، مسجد جامع، مقبره فلكالدین، مقبره زاهدشیر، مقبره شاهزاده عبدالله، مقبره باباطاهر، مقبره دو برادران، مقبره زیدبنعلی، مقبره جلاله، مقبره میر سید علی، مقبره پیر شمسالدین، بقعه جابر، مقبره تاجالدین، بقعه امیر سیف، بقعه شهنشاه، بقعه شاه چراغ و گنبد جمال اكبر.
معمولاً وقتي از شدت درجه ريشتر – Richter- صحبت مي شود ، تمام اطلاعات مربوط به شدت يك زلزله ارائه می شود . زلزله اي كه در تابستان سال 1998 قسمتي از افغانستان را كه در 28 فوريه همان سال به واسطه زمين لرزه اي ديگر ويران شده بود،
ويران كرد، طبق گزارشها شدتی معادل 1/7 درجه ريشتر داشت كه از جمله زمين لرزه هاي مهيب به حساب مي آيد.
شدت زلزله در واحد ريشتر، كه برگرفته از اسم زلزله نگار امريكايي، چارلز فرانسيس ريشتر (Charles Francis Richter) ، مي باشد، يك جدول شدت لگاريتمي شناخته شده بين المللي است. تك تك اين اطلاعات با يك زلزله سنج اندازه گيري مي شود.ريشتر در سال 1935، زماني كه او كار درجه بندي خود را تكميل كرد،Magnitude را كه به اختصار (M) مي نامند و برگرفته از كلمه لاتين Magnitudo به معناي اندازه و مقدار است، به عنوان مقياس اندازه گيري زلزله معرفي كرد.
درجه بندي ريشتر با M1 شروع مي شود كه اين مقدار براي لرزشهاي قابل حس زمين است. هر نقطه و مكاني روي اين درجه بندي، به معني شدت زمين لرزه به ميزان ده برابر است. M8 نشان دهنده زمين لرزه هاي بسيار شديد است. ريشتر حد و مرزي را براي مقادير M8 در نظر نگرفته است.
مقياس هاي درجه بندي ريشتر:
شدت 2-1 ريشتر: فقط به واسطه ابزار و تجهيزات قابل تشخيص است.
شدت 3 ريشتر: در نزديكي محل زلزله به سختي قابل احساس است.
شدت 5-4 ريشتر: تا شعاع 30 كيلومتري از مركز زلزله قابل حس بوده و همراه با
خرابي هاي مختصري است.
شدت 6 ريشتر: زمين لرزه اي قوي است كه تلفات جاني در بر دارد و خسارتهاي سنگيني را در مناطق پر سكنه و جمعيت بار
مي آورد.
شدت 7 ريشتر: زلزله اي با قدرت بسيار بالاست كه مي تواند منجر به بروز فاجعه شود.
شدت 8 ريشتر: عظيم ترين و مخوف ترين نوع زلزله است. تاكنون شديد ترين زلزله اي كه ثبت شده ، شدتي معادل 6/8 ريشتر داشته است.
مقدار :Moment
مقياس ريشتر، زمين لرزه هاي بسيار شديد یعنی حدوداً از 8 ريشتر به بالا را به سختي اندازه گيري می كند. به همين خاطر در سال گذشته زلزله نگاران آمريكايي مقياس اندازه گيري Moment را برگزيده اند . در اين مقياس به جاي انرژي آزاد شده،
طول شكستگي بر روي پوسته زمين محاسبه مي شود. در اينجا Moment يك مقياس مكانيكي براي حركتهاي (تكان های ) بدني به عنوان پيامد تأثير نيروست. مقياس Moment مانند مقدار ريشتر بوسيله زلزله سنج مشخص مي شود. دستگاه زلزله سنج همه انواع امواج را كه در مدت زلزله بروز مي كنند، مورد توجه قرار مي دهد.
در زمين لرزه هاي با شدت بالا اين شكاف مي توانند بالغ بر چند صد كيلومتر شود.
در طول و امتداد چنين شكستگي هايي، امواج زلزله به صورت بي قاعده و قانون گسترش پيدا مي كنند . زلزله كلمبيا در 25 ژانويه 1999 طبق حـــدسيات ، شكــــافي بــــه طول 10 كيـــــلومتر ايجادكرد. مقياس Moment در اين زلزله 0/6 بود. دانشمندان
براي زلزله اي در ماه مه 1960 در شيلي، شديدترين زلزله براساس مقياس Moment که مقدار 5/9 را داشت، ثبت كردند.
مقياس Mercalli :
در اين تقسيم بندي زمين لرزه مانند مقياس ريشتر بر اساس شدت آن اندازه گيري نمي شود، بلكه براساس تأثيرات قابل حس و قابل ديد توصيف مي شود. اين مقياس براساس نام محقق ايتاليايي در زمينه آتشفشان،(1914-1850) G. Mercalli ، نامگذاري شد. او اين مقياس را با شروع قرن جديد ميلادي ارائه کرد، يعني زماني كه هنوز هيچ گــــونه ابــــزار دقيق اندازه گيري و قانون اندازه گيري بين المللي وجود نداشت. ايـــن مقــــياس امــــروزه در اروپــــا در قــــالبي تـــغيـــــير شــكل داده شـــده بـــه عنــــوان مقــــياس Medvedev-Sponheuer-Karnik)MSK) متداول و رايج است . بامقياس MSK شدت يك زلزله براي مكانهاي مورد نظر اندازه گيري مي شود. اين شدتدر 12 درجه تقسيم بندي و براي هر تقسيم بندي توصيفات مفصلي داده مي شود. به عنوان مثال سطح يا درجه ششم باعث بروز شكافهايي در ديوار مي شود و با درجه 7، دودكش ها از روي سقفها به زمين مي افتند و در درجه 8، گوشه هاي بنا فرو مي ريزد. در اين نوع درجه بندي، درجه مقياسهاي مكاني مناطق زلزله زده بر روي نقشه ثبت مي شوند، سپس نواحي با درجه تخريب يكسان از طريق خطوطي به هم متصل مي شوند. اين نقشه ها به عنوان مبنايي براي اينكه بيمارستانها يا نيروگاهها كجا ساخته شوند محسوب مي شود . همچنين براي كاهش خسارات ناشي از زلزله،اين نقشه ها كاربرد ويژه اي دارند.
اخلاص و خدایی بودن نیت و انگیزه، در هر کاری مطلوب و ارزشآفرین است، به خصوص در مسائل مبارزاتی که زمینه هوای نفس و انگیزههای مادی و جاهطلبانه و قدرتجویی یا انتقامگیری بیشتر است و به عنصر اخلاص، نیاز بیشتری است.
آن کس برای خدا قیام کند، همه همتش عمل به تکلیف و کسب رضای الهی است. بنابراین نه کمی نفرات، در ارادهاش خلل ایجاد میکند و نه شکست ظاهری او را مأیوس و بدبین میسازد.
«قیام لِله»، توصیه و موعظه الهی است، آنجا که میفرماید:
«قُل اِنّما اَعِظُکُم بِواحِدَةٍ اَن تَقُوموا لِلهِ مَثنی و فُرادی» (1) ؛ بگو شما را به یک چیز موعظه میکنم: این که دو تا دو تا و به تنهایی برای خدا قیام کنید.
اگر در یک مبارزه این انگیزه باشد، تضمین بیشتری برای ادامه مبارزه تا نهایت توان و تا پایان عمر است و حتی در تنهایی و بییاوری و کمی امکانات هم تکلیف را از خود ساقط نمیداند و با باطل سازش نمیکند. امام حسین علیهالسلام به برادرش محمد حنفیه که از روی نصیحت به آن حضرت سخنانی میگفت، فرمود:
« یا اَخی و الله لَوالَم یَکُن فی الدُّنیا مَلجَاً و لا مَاویً لَما بایَعتُ یَزیدَ بنُ مُعاویَةَ» (2)؛ برادرم! اگر در دنیا هیچ پناهگاهی هم نداشته باشم، هرگز با یزید بیعت نخواهم کرد.
در سخنانی هم در روز عاشورا، ضمن ردّ ذلتِ تسلیم در برابر دشمن فرمود:
«اَلا و اِنّی زاحِفٌ بِهذهِ الاُسرَةِ عَلی قِلَّةِ العَدَدِ و کَثرَةِ العَدُوِّ و خَذلَةِ النّاصِرِ» (3)؛ من با همین گروه اندک، با آن که دشمن بسیار است و یاوران، ترک یاری کردهاند، خواهم جنگید.
آنچه برای خدا باشد، ماندگار و پایدار میشود. قیام عاشورا چون رنگی خدایی داشت، ابدی و بیشکست شد. به تعبیر امام خمینی:
شکست نبود، کشته شدن سیدالشهداء؛ چون قیام لله بود، قیام لله شکست ندارد. (4)
آگاه بودند که ما آمدیم ادای وظیفه خدایی بکنیم، آمدیم اسلام را حفظ کنیم. (5)
وقتی قیام برای خدا باشد، هرگز احساس باختن و خسارت هم در کار نیست و رزمنده در هر دو حال شکست یا پیروزی خود را برنده میدان میداند. اما امت در مورد بر افروخته شدن چهره سیدالشهداء در روز عاشورا هر چه به ظهر عاشورا نزدیکتر میشد، میفرماید:
برای این که میدید جهاد در راه خداست و برای خداست و چون جهاد برای خداست، عزیزانی که از دست میدهد، از دست نداده است، اینها ذخایری هستند برای عالم بقا. (6)
درباره تکلیف دفاع در جنگ تحمیلی علیه ایران نیز، امام امت همین دیدگاه را داشت و این سخن اوست:
«ما در جنگ، برای یک لحظه هم نادم و پشیمان از عملکرد خود نیستیم. راستی مگر فراموش کردهایم که ما برای ادای تکلیف جنگیدهایم و نتیجه فرع آن بوده است؟ ملت ما تا آن روز که احساس کرد که توان و تکلیف جنگ دارد، به وظیفه خود عمل کرد.» (7)
پینوشتها:
1- سبا، آیه 46.
2- بحارالانوار، ج 44، ص 329.
3- مناقب، ابن شهر آشوب، ج 4، ص 110، بحارالانوار، ج 45، ص 83.
4- صحیفه نور، ج 7، ص 37.
5- صحیفه نور، ج 15، ص 55.
6- همان، ج 17، ص 239.
7- همان، ج 21، ص 95.
منبع:
پیامهای عاشورا، جواد محدثی .


